گویا قراردادن شرح زندگی حاکمان در هالهای از تقدس منحصر به فرهنگ سنتی و بت سازی ما نیست و در نواحی دیگر نیز کم و بیش وجود داشته است. در این رابطه به معرفی اجداد و نیای چنگیزخان میتوان اشاره داشت که متوسل به این روایت افسانهای از آلان قوا شدهاند. «آلان قوا یکی از مهمترین قهرمانان تاریخ مغول است. از اوست که قدرت، اهمیت و تشخیص خاندان چنگیزی آغاز میگردد. این خاندان در هالهای از تقدّس و روحانیت پیچیده میشود و مؤسس امپراتوری را جنبهی روحانی و آسمانی میبخشد. به قسمی که تا به امروز چنگیز و خاندان او در مغولستان مقدس و محترم باقی میمانند. امپراتوری مغول برای این که بتواند بر قلمرو وسیعی از اقیانوس کبیر تا دریای مدیترانه حاکمیت مطلق داشته باشد علاوه بر قدرت مادی، احتیاج مبرم به قدرتهای معنوی داشت. به خصوص از اینروست که چنگیز و خاندان او جنبهی مقدس به خود میگیرند. مسلم است که تقدس هیچ گاه نمیتواند خلقالساعه باشد و احتیاج به ریشههای کهن دارد. این ریشهها را در زندگی آلان قوا مییابیم که جدهی سلالهی سلاطین مغول است. دوبون مارگان از اجداد چنگیز روزی بر قله کوه بورقان قلدون (Burqan-qaldun) نشسته بود. از دور افرادی را در حال کوچ کردن دید و در جلو ارابهها دختر زیبایی نظرش را جلب کرد و به خواستگاریاش رفت و او را که آلان قوا نام داشت زیبا و اصیل یافت. پدر وی از بزرگان ایل قوری تومات به نام قوریلای مارگان و مادرش رئیس ایل کول برقوجین تومات بود. این ازدواج انجام گرفت که ثمرهی آن دو پسر بود.
افسانهی الهی مغول به خصوص از این جا آغاز میشود که پس از مرگ دوبون مارگان، آلان قوا بدون اختیار کردن شوهری دیگر سه پسر به دنیا آورد. میدانیم که مغول برای عفت و نجابت زن اهیمت فوقالعادهای قائل بوده و به هیچ وجه تحمل خیانت و زناکاری را نمیکرد. از اینرو دو پسر اولی او و سایر خویشاوندان و بزرگان ایل شروع به سرزنش و بدگویی از وی کردند. آلان قوا که از این موضوع آگاه گردیده بود روزی پسران خود را جمع کرد و به ایشان چنین گفت: شما دو فرزند من درباره من ظنی بردید و با یکدیگر گفتید: او این سه پسر را به دنیا آورده.... اینان پسران کهاند و چه طور؟ شما ظن بردید و صحیح هم بود. هر شب مردی زرد نورانی (رشیدالدین واژه زرد نورانی را اشقرانی اشهل ترجمه کرده که کنایه از انوار ربانی بودایی است.) از روزن خرگاه یا از درز روشن پنجره وارد میشد. بر شکم من دست میمالید و پرتو نورانیاش در شکم من فرو میرفت. چون خارج میشد مانند سگ زردی در اشعهی آفتاب یا ماه میخزید و خارج میشد. چه ثمر که با گفته جواب شما را بدهم؟ برای کسی که درک کند این علامت مسلّمی است که این سه پسر میبایستی فرزندان آسمان باشند. چگونه شما آنان را با مردان سرسیاه مقایسه میکنید؟ ایشان سلاطین همه خلایق خواهند شد و آنگاه مردم عادی به خوبی درخواهند یافت. سپس اضافه میکند اگر میخواستم آیا نمیتوانستم شوهری بیابم؟ من بنا به خواستهی قومم حکومت میکنم. آیا من تا این حد سست عنصرم که خود را رها کنم تا چنین عمل دیوانهواری از من سر زند که موجب شرمساری خود و ایل و خویشان و دو پسرم گردد؟ گذشته از آن فرزندانی که از من به دنیا آمدهاند تنها شبیه مناند و به هیچ کس دیگری شباهت ندارند. این خود علامت بزرگی است که آنان بی پدر به دنیا آمدهاند و با این علامت شما درخواهید یافت که این کار خواست آسمان جاویدان است.
پسران و خویشان آلان قوا که از پاکی و خصوصیات اخلاقی وی آگاهی داشتند گفتههایش را باور کردند. معهذا عدهای از اشراف مغول چند شب در کمین او بودند و پس از آن که مشاهده کردند که هر شب نوری از بالای خرگاه به داخل چادر او فرو میرود و سپس بیرون میآید آن گاه صدق مقال آن پسندیده خصال روشن و آشکار گشته و بدگویان و عیب جویان زبان در کام خاموشی کشیدند. بعدها هنگامی که به تدریج این سه پسر موفق شدند شعبات متعدد ایلی را به وجود آورند همهی آنها را نیرون (Nirun) گفتند که سرانجام تشکیل ایل نیرومند و مهمی را دادند. نیرون به معنی از صلب طاهر ظاهر شده است که اشارت به صلب و بطن پاک آلان قوا و از میان قبایل، چون درّاند از صدف دارد. مسأله آلان قوا شباهت کاملی با وضع مریم مقدس پیدا میکند که او نیز بدون داشتن شوهری پیامبر مسیحیان را به دنیا آورد. حتی در منابع به روایاتی برمیخوریم که این شباهت را دریافته و آن دو را با یکدیگر مقایسه کردهاند که برای نمونه شعر زیر را نقل میکنیم:
حکایت مریم اگر بشنوی به آلان قوا همچنان بنگری
تنها منبعی که این مسأله را با شک تلقی کرده جامعالتواریخ رشیدی است، منتها چون جرأت ابراز آن را به صراحت نداشته در لفافه و عبارت گول زننده اصل موضوع را که همان احتیاج خاندان چنگیزی به داشتن قدرت معنوی است به نوعی به خوانندهی هوشیار القاء میکند: به زعم مغول والعهدة علیالرّاوی! از بطن پاک او بیواسطه ازدواج و رابطهی امتزاج در وجود آمدند. در تمام مواردی که رشیدالدین از این موضوع بحث میکند جملهی«العهدةالراوی» را به یاد خواننده میآورد و سپس اضافه میکند مقتضی حکمت ایزد تعالی و تقدس آن است که اظهار آثار قدرت خود را به هر وقت در عالم کون و فساد امری غریب بدیع حاصل کرده و محل ظهور آن حال وجود شخصی شریف بیهمال باشد. به نظر عنایت ربانی ملحوظ و از نعمت مرحمت یزدانی محفوظ. بدین ترتیب مشاهده میکنیم که منابع دوره مغول سعی داشتهاند که شروع حکومت چنگیز را بالاتر برانند و به اجداد او برسانند که از آلان قوا جدهی نهم وی آغاز میشود.»[1]
[1] - زن در ایران عصر مغول، تألیف دکتر شیرین بیانی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم، 1397، صص 122 تا 123
2- نقش زنان دربار در تاریخ ایران، علی جلال پور، انتشارات گفتمان اندیشه معاصر، 1403، ص 292